مرتضى مطهري

380

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

است . ولى از اخبار مختصهء قرآن يكى قصهء اعراب بائده است از قبيل عاد و ثمود و قوم سبأ كه در دست مردم از اينها جز يك سلسله افسانه ها چيزى نبود و قرآن به شكل خاصى آن را بيان كرده است و كشفيات جديد و حفريات جديد نظر قرآن را تأييد كرده است ( 1 ) . آنچه در قرآن راجع به قوم ثمود يا عاد يا اصحاب الرقيم و يا غيره آمده بود قبلًا مخلوط بود با افسانه ها ، ولى بعد كشفيات نظر قرآن را تأييد كرد . قرآن براى قوم ثمود [ آورده ] كه : * ( جابوا الصخر بالواد ، اتتركون فى ما ههنا امنين . فى جنات و عيون . و زروع و نخل طلعها هضيم . و تنحتون من الجبال بيوتاً فارهين . ) * . البته قصه اى مانند قصهء يوسف همانطور كه مردم آن عصر نمىدانستند به اين ترتيب ، هنوز هم كشف نشده است و شايد بعدها كشف شود . از آن جمله قصهء ذوالقرنين است كه ابوالكلام آزاد مدعى كشف اوست . ديگر خبرهايى است كه قرآن از آينده داده است : . الف . خبرى قاطع دربارهء اينكه مانند قرآن هرگز احدى نخواهد آورد كه : * ( لا يأتون بمثله . . . فان لم تفعلوا و لن تفعلوا . ) * . ب . خبر از مغلوبيت روم است كه ظاهراً طبق آنچه كريستين سن در ايران در زمان ساسانيان ، صفحهء 468 [ نوشته است ] غلبهء خسروپرويز در حدود 615 ميلادى و غلبهء روم بر ايران در حدود سنهء 623 بوده است . خسرو آسياى صغير ، الرها ، انطاكيه ، دمشق و سپس اورشليم را تسخير كرد ، صليب مقدس را از آنجا به تيسفون برد . عاقبت اسكندريه و بعضى نواحى مصر را فرا گرفتند و قيصر آسياى صغير و ارمنستان را فتح كرد و به آذربايجان درآمد و [ در سال ] 623 شهر گنزك را تسخير كرد و آتشكدهء بزرگ آذرگشسب را

--> ( 1 ) رجوع شود به خطابه هاى تقى زاده راجع به تاريخ عربستان و قوم عرب ، راجع به قوم ثمود و قوم سبأ و اصحاب الايكة و اصحاب الاخدود و اصحاب الرقيم .